برای بررسی نام‌های بندرعباس باید نظری تحلیلی به تاریخ آن داشت چراکه مردمان مختلف به تناسب ارتباطی که با بندرعباس داشتند به لفظ خود نامی بر این شهر نهادند. بندر، بندل، بندر گامرون، گامرون، گمبرون، گمرون، جرون، جرونات، جرونات عباسی، زرون، بندرعباسی و بندرعباس نام‌های این شهر بوده‌است. بعد از حمله اعراب مسلمان در قرن دوم هجری، فرار زرتشتیانی که از مسیر دریا به هند گریختند از این منطقه و هرمز قدیمه اتفاق افتاده‌است.

به اعتراف خود زرتشتیان تا اواخر قاجاریه نیز آخرین آن‌ها از بندرعباس به هند رفته‌اند. بسیاری از تجار ثروتمند کرمان و یزد و … هم از زرتشتیان بودند که در این منطقه تجارت می‌کردند و به تفصیل در مقدمه کتاب از جرون تا بندرعباسی احمد سایبانی در خصوص تجارت زرتشتیان در این منطقه گفته شده‌است. وجود نام‌های زرتشتی مثل هرمز، هورمودر، درب هو، مغستان، گبرانی نشان از تسلط زرتشتیان و گبرها بر این منطقه دارد. طبق کتاب اعلام الناس فی احوال بندرعباس نوشته محمد علی مینابی بندرعباسی معروف به سدیدالسلطنه کبابی که حدود یک قرن پیش در خصوص بندرعباس نوشته شده در نامه‌های ارسالی قبل از حضور پرتقالی‌ها به حکومت مرکزی ایران بندرعباس را بندر یا بندل نام نهادند لفظی که هم‌اکنون هم ساکنان منطقه از آن استفاده می‌کنند و بندل لفظی از لهجهٔ محلی است که لارستانیهای جنوب استان فارس برای بندرعباس به کار می‌برند؛ و این نشان از آن دارد که قبل از ورود پرتغالی‌ها هم بندر بوده‌است به نظر می‌آید تشکیل بندرعباس بعد از حمله مغول و ناامنی‌های پس از آن و سقوط هرمز قدیمه و مهاجرت پادشاه هرمز به جزیره هرمز و همچنین نامناسب بودن بندرگاه تجاری در هرمز قدیمه یا احتمالاً روستای تیاب در دهانه خور تیاب انجام شده‌است.

این که گفته می‌شود گمرون از خرچنگ به زبان پرتقالی یعنی کامارائو یا از خم رو در زبان محلی گرفته شده بی‌اساس است چرا که اگر محلی از قبل وجود داشته باشد را نمی‌توان اسم جدید برایش تعریف کرد و لزومی هم ندارد همچنین مردم محلی به خرچنگ سینگو می‌گویند که لفظی کاملاً فارسی است به معنی حرکت و خزش روی سینه، از طرفی از حدود هزار سال پیش تاکنون به علت پیدایش کاغذ اسامی تغییرات اندکی در تلفظ داشته‌است.

ایرانیان مسلمان شده زرتشتیان را گور یا گبر منطقه آنان را گبرانی می‌گفتند ولی می‌دانیم که گبر شاخه‌ای از دین زرتشت است که مرده‌های خود را دفن می‌کنند. سدید السلطنه می‌گوید که جرون یا جرونات به منطقه جغرافیایی می‌گویند نه الزاماً به شهر بندرعباس گمرون و گبرون و گمبرون و گمرونی و جرون و جارونات و جارونات عباسی و زرون نام‌هایی است که یک ریشه دارد و مردمان مختلف به تناسب خود بر آن نهادند و بندر و بندل و بندرعباس هم اسم حکومتی یا ایرانی آن هست.

هر قومی که بر این بندر تسلط یافته لفظ خود را گسترش داده‌است. اصل آن گبران و گوران است مثل کرمان و تهران و اصفهان و … که شاخه‌ای از دین زرتشتی است و اصل تجارت این منطقه در اختیار زرتشتیان بوده آخرین نقطه‌ای که زرتشتیان هم از ایران گریختند همین منطقه بوده‌است … زرتشتیان آن را گبرانی و زمان تسلط اعراب از آنجا که گاف نداشتند به جای آن جیم گذاشتند و آن را جرون یا جرونات یا جرونات عباسی نامیدند پرتقالی‌ها گمرون یا گمبرون نامیدند و ترکانی که به رهبری امام قلی برای پس گرفتن آن از پرتقالی‌ها تلاش می‌کردند جیم را به ز تلفظ کردند و زرون نامیدند

نام بندرعباس
در سال ۱۶۲۲ میلادی شاه عباس توانست با کمک انگلیسی‌ها و سردار ایرانی امام قلی خان پرتغالی‌ها را شکست دهد. به افتخار این پیروزی بندر گمبرون به بندر عباس تغییر نام داد.

در تقسیمات فعلی کشوری شهر بندرعباس مرکز استان هرمزگان و یکی از مهم‌ترین مراکز راهبردی و بازرگانی ایران در جوار خلیج فارس و دریای عمان می‌باشد.